استان بوشهر بخش 1

 

با چه ذوقی به سمت ترمینال به قصد بوشهر حرکت کردم.انگار اولین بار بود داشتم میرفتم سفر .دیدن دوباره خلیج فارس انرژی خاصی در من ایجاد کرده بود و بلاخره پس از 16 ساعت اتوبوس سواری به ترمینال بوشهر رسیدم.با خودم قرار گذاشته بودم قبل از هر چیز اولین کشتی توپدار ایرانی را در موزه دریا و دریانوردی بوشهر ببینم .از ترمینال با دو کورس خودم را به محله سبز اباد رساندم ساعت 8 صبح بود ,سرباز نگهبان پشت درهای بسته گفت تا 8:30 دقیقه باید صبر کنم .سیبی سرخ از کوله عزیز و همسفر نازنین دراورده و به نام صبحانه زدم به بدن .بلاخره ساعت وعده شده رسید من به وصال عروس خود یعنی اولین کشتی توپدار ایران که توسط ناصر الدین شاه خریداری شده بود میرسیدم.

پا که به ,تقریبا باغ موزه دریا نوردی گذاشتم انگار وارد یک پادگان نظامی میشدم .پس از گذشتن از مسیری که با تابلو راهنمایی شده بود به ادوات جنگی دریایی ایران مثل انواع زیر دریایی و قایق پرنده و رادارها به نمایش گذاشته شده رسیدم .بیچاره ها بس که افتاب خورده بوده خیلی خسته به نظر میرسیدند ولی حاکی از افتخارات فرزندان ایران بودند و سفرنامه هایی در دل خود به یادگار داشتند.پس از بازدید انها با یک پیچ از پشت یک ساختمان قدیمی شبیه ساختمانهای انگلیسی که بی ارتباط هم نبود و داشتند بازسازی میکردند به اولین ناو جنگی توپدار ایران که پرسپولیس نام داشت رسیدم .

خیلی بزرگ بود و مثل فسیلهای دایناسور روی زمین دراز کشیده بود.چه ملوانانی روی ان سالها زندگی کرده بودند.

 بوشهری ها به ان پاچم پولیس میگفتند و اولین رئیس ایرانی این کشتی جناب احمد خان دریابیگی بود که از رؤسای قشون و از شاگردان پیاده نظام مدرسه دارالفنون به شمار می‌رفت.کشتی پرسپولیس در دوره رضاشاه پهلوی در فاصله دوکیلومتری جنوب شرق بندر بوشهر پهلو گرفته بود که با گذشت زمان به زیر آب رفت.

این ناو همراه با کشتی دیگری (به نام کشتی شوش) به قیمت سی هزار لیره انگلیس خریداری شده بود. ناو پرسپولیس، ۶۰۰ تن گنجایش و ۴۵۰ اسب بخار توان داشت و بیش از ۴ توپ جنگی را حمل می‌کرد.

البته این ناو از المان اورده شده بود که من رد پای انگلیسی ها را اینجا نفهمیدم و سالی دوبار هم به هند برای سرویس و نگهداری میفرستادند که خود حکایات دیگری است.

پس از بازدید از پرسپولیس راه رفته را برگشته و با دستور تابلوها به سمت کلاه فرنگی که در گذشته کنسولگری انگلستان بوده رسیدم .در انجا اشیای بی ربط ولی جالب مثل لوازم پزشکی قدیمی و غیره به چشم میخورد اما از همه جالبتر گره های ملوانی و دریایی بود و کاربردهای ریز و تخصصی که ذوق هنری و حیرت ادمی را برانگیخته میکرد .دو عکس مختصر از ان در وبلاگ انگیلیسیم گذاشتم ولی تا از نزدیک نبینید مزه حلوای لن ترانی را نخواهید چشید .از دیگر چیزهای جالب گذاشته شده در عمارت کلاه فرنگی بوشهر تفنگ نخ پران بود که در جنگهای دریایی با پرتاب طناب به کشتی دشمن پلی برای رسیدن سربازها به کشتی دشمن برقرار کرده و به وسیله ان خود را به دشمن میرساندند.

برای دیدن عکسهای این سفرنامه http://wanderlust.persianblog.ir/post/23/

ادامه  سفرنامه بوشهر را در بخش 2 به عرض میرسانم.

/ 5 نظر / 22 بازدید
shahriar

سلام و درود پیشاپیش نوروز را به شما شادباش می گویم و امیدوارم سفره هفت سینتان پر از سلامتی و سفر باشد. راستی بدون اجازه این نوشته شما در کوله بار سفر به بوشهر با ذکر لینک گنجانده شد. http://www.safarnevis.com/?p=1593

shahriar

سلام و درود پیشاپیش سال نو را خدمت شما تبریک عرض می کنم و آرزو می کنم سفره هفت سینتان پر از سلامتی و سفر باشد.

فرشته

درود علیرضا 2 تا 2 تا وبلاگ درست کردی و حالا کجا رفتی؟ شاید در سفری... اگر چنین است: سفر به سلامت

سحر موسوی

سلام راستش با نظر شما موافقم.. بعضی از استانها از نظر بازدید خیلی در حقشون کم لطفی شده.. خود من تا نوروز امسال گمان میکردم که بوشهر جای خاصی برای دیدن نداشته باشد.. البته بماند که کم لطفی کردم و از جناب " گوگل" استفاده و کمک نخواستم... اما یکی از اقوام که نوروز امسال سفری به بوشهر داشت.. از جاهای بسیار دیدنی و خاطرات خوشش گفت و من هم وسوسه شدم که در آینده نزدیک قدم بر این سرزمین زیبا بگذارم... سپاس http://safaridigar.blogfa.com